من و تو ، جوان قرن 21 ، تسکین قلب حضرت سجاد بودیم در صبح روز یازدهم ... باورت میشود ؟!
صبح روز یازدهم زمانی که اسرا را از کنار اجساد تکه تکه ی شهدای کربلا عبور میدادند هر کس خودش را بر روی جنازه ی یکی از محارمش می انداخت و صدای ناله اش به اسمان میرسید ...
حضرت سجاد که به علت بیماری و البته غل و زنجیرهایی که به دست و پاهای مبارکشان بسته شده بود توانایی پایین امدن از ناقه ی بی جهاز خود را نداشتند ....
ایشان همان طور از فراز شتر نظاره گر این صحنه های دلخراش بودند ... تنها جوان بنی هاشم ... تنها مرد مانده از این قبیله ... با تمام غیرت و حمیتش از سویی حالا شاهد تنهایی مخدرات و پرده نشینان ال الله در میان مردانی بی حیاست و از سوی دیگر تمام مردان و عزیزانش را قطعه قطعه ، بی سر ، بی دست ، بی کفن بر روی خاک میبیند ... بدون انکه برنامه ای برای تشییع و خاک سپاری شان باشد ...
این شرایط انقدر از لحاظ روحی ، فشار سنگینی را بر حضرت وارد میکند که عمه جان شان از ان باخبر شده و برای دلداری و تسلی ایشان می شتابند ...
ایشان فرمودند : ای حجت خدا و تنها یادگار برادرم ارام باش . چرا و این چه حالی است که میخواهی خود را هلاک کنی ؟ میبینم میخواهی زیر بار حوادث جاری زانو به زمین بگذاری و طاقت خود را از دست بدهی ! دل تنگ مباش و خاطر پریشان مدار . به زودی مردمی که فرعون صفتان انان را نمی شناسند و پیش اهل اسمان معروفند و دستشان به خون این شهیدان الوده نشده حاضر شوند و این بدن های پاک و قربانی های بی گناه پراکنده شده را دفن میکنند .
عزیز برادرم گمان نکن که خون های این عزیزان مان بی خون بها میماند و گوهر اشک های ما به رایگان از دست برود ما گروگان میثاق و عهدی هستیم که جد و پدر و عموی تو با خدا استوار کرده اند . این ما هستیم که باید قصاص گذشتگان را بگیریم و خدا به دست ما جبران این جنایت فراموش نشدنی را خواهد کرد .
مطمئن باش در این سرزمین بالای قبور این عزیزان بقعه ها ساخته میشود و پرچم انتقام زوال ناپذیری بالای قبرشان افراشته خواهد شد و هرچند که فرعون صفتان سر راه را بگیرند و ممانعت کنند باز هم پرهیزکاران و دوستان ما گروه گروه در شب و روز تا جهان بر پاست پروانه وار کنار قبورشان بگردند و ذکر و تسبیح خدا کنند و پیشانی تعظیم و تقدیس برای خدا بر این خاک نهند .
اینجا محل تقدیس فرشتگان و نزول رحمت خواهد بود . دانسته باش جوانمردانی از زوایای تاریخ که شیفته ی دین خدا و دوستان محمد و ال علی هستند تا ابدالدهر هر صبح و شامگاه مردان شان مردانه و زنانه شان خواهرانه در مجالس ماتم ما دور هم جمع میشوند و بر مصیبت ما ندبه و ذکر اوصاف ما کنند و ستمکار و ظالمین اولین و اخرین را لعن کنند هر جا ذکر خیری شود اول نام ما را میبرند و از ما ال محمد یاد میکنند .
اری اینجا بنایی اسمان سا در این ویرانه ی بلا بسازند که نه اب و نه اتشی هیچ گزند نرساند . اینجا محل تقدیس فرشتگان و تسبیح مومنان خواهد شد . ارام باش ما هنوز در اول ماموریت الهی هستیم . اماده باش . اماده که راه بسیار دور و دشوار است ...
حضرت سجاد که به علت بیماری و البته غل و زنجیرهایی که به دست و پاهای مبارکشان بسته شده بود توانایی پایین امدن از ناقه ی بی جهاز خود را نداشتند ....
ایشان همان طور از فراز شتر نظاره گر این صحنه های دلخراش بودند ... تنها جوان بنی هاشم ... تنها مرد مانده از این قبیله ... با تمام غیرت و حمیتش از سویی حالا شاهد تنهایی مخدرات و پرده نشینان ال الله در میان مردانی بی حیاست و از سوی دیگر تمام مردان و عزیزانش را قطعه قطعه ، بی سر ، بی دست ، بی کفن بر روی خاک میبیند ... بدون انکه برنامه ای برای تشییع و خاک سپاری شان باشد ...
این شرایط انقدر از لحاظ روحی ، فشار سنگینی را بر حضرت وارد میکند که عمه جان شان از ان باخبر شده و برای دلداری و تسلی ایشان می شتابند ...
ایشان فرمودند : ای حجت خدا و تنها یادگار برادرم ارام باش . چرا و این چه حالی است که میخواهی خود را هلاک کنی ؟ میبینم میخواهی زیر بار حوادث جاری زانو به زمین بگذاری و طاقت خود را از دست بدهی ! دل تنگ مباش و خاطر پریشان مدار . به زودی مردمی که فرعون صفتان انان را نمی شناسند و پیش اهل اسمان معروفند و دستشان به خون این شهیدان الوده نشده حاضر شوند و این بدن های پاک و قربانی های بی گناه پراکنده شده را دفن میکنند .
عزیز برادرم گمان نکن که خون های این عزیزان مان بی خون بها میماند و گوهر اشک های ما به رایگان از دست برود ما گروگان میثاق و عهدی هستیم که جد و پدر و عموی تو با خدا استوار کرده اند . این ما هستیم که باید قصاص گذشتگان را بگیریم و خدا به دست ما جبران این جنایت فراموش نشدنی را خواهد کرد .
مطمئن باش در این سرزمین بالای قبور این عزیزان بقعه ها ساخته میشود و پرچم انتقام زوال ناپذیری بالای قبرشان افراشته خواهد شد و هرچند که فرعون صفتان سر راه را بگیرند و ممانعت کنند باز هم پرهیزکاران و دوستان ما گروه گروه در شب و روز تا جهان بر پاست پروانه وار کنار قبورشان بگردند و ذکر و تسبیح خدا کنند و پیشانی تعظیم و تقدیس برای خدا بر این خاک نهند .
اینجا محل تقدیس فرشتگان و نزول رحمت خواهد بود . دانسته باش جوانمردانی از زوایای تاریخ که شیفته ی دین خدا و دوستان محمد و ال علی هستند تا ابدالدهر هر صبح و شامگاه مردان شان مردانه و زنانه شان خواهرانه در مجالس ماتم ما دور هم جمع میشوند و بر مصیبت ما ندبه و ذکر اوصاف ما کنند و ستمکار و ظالمین اولین و اخرین را لعن کنند هر جا ذکر خیری شود اول نام ما را میبرند و از ما ال محمد یاد میکنند .
اری اینجا بنایی اسمان سا در این ویرانه ی بلا بسازند که نه اب و نه اتشی هیچ گزند نرساند . اینجا محل تقدیس فرشتگان و تسبیح مومنان خواهد شد . ارام باش ما هنوز در اول ماموریت الهی هستیم . اماده باش . اماده که راه بسیار دور و دشوار است ...
+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم آذر ۱۳۹۱ ساعت 0:2 توسط نازنین
|