مداح هیئت مون........

یزدان ناصری مداح برجسته و نمونه کشوری شد


از سوی خانه مداحان کشور، طی مراسمی در برج میلاد تهران، از نخبگان و چهره های ماندگار جامعه مداحان کشور تجلیل شد.

به گزارش روابط عمومی اداره کل زندان های استان کرمانشاه، طی مراسمی از سوی خانه مداحان کشور که در برج میلاد تهران برگزار گردید از یزدان ناصری مداح اهل بیت عصمت و طهارت و از کارکنان زندان مرکزی به همراه تعداد دیگری از مداحان برجسته کشور تجلیل و شایسته پوشیدن عبا، هنگام مداحی شدند .

 

یزدان ناصری مداح برجسته کشوری و کارمند زندان مرکزی کرمانشاه با اشاره به برگزاری این مراسم در برج میلاد با حضور برخی مقامات کشوری از جمله قالیباف شهردار تهران، رفیعا نماینده بیت مقام معظم رهبری، حجت الاسلام راشد یزدی، خاموشی ریاست سازمان تبلیغات اسلامی، استاد سیدمحمد موسوی، استاد علی انسانی، اخوان طاهری و جمعی از پیرغلامان، اظهار داشت: خدمت به اهل بیت عصمت و طهارت و نوکری اباعبدالله الحسین(ع) افتخار بزرگ و برگ زرین زندگی هر مداح است.

 

ناصری افزود: زنده نگهداشتن نام و یاد اهل بیت عصمت و طهارت ، بویژه قیام امام حسین (ع) و شهدای کربلا ونفوذ در قلوب مومنین در دنیای امروز که دشمن از هر راه ممکن در صدد ضربه زدن به اسلام و مسلمین است و شبیه خون فرهنگی را آماج حملات خود قرار داده یک تکلیف الهی و مداحان ،قاریان و منادیان سیره پیامبر گرامی اسلام در مرکز این حملات قرار دارند و اعتقاد دارم توجه به مسایل فرهنگی و اعتقادی در هر جامعه ای اساس و بنیان پایدار آن نظام و موجبات ترقی و پیشرفت آن را بیمه می کند .

 

وی ادامه داد؛ اشاعه فرهنگ غنی اسلام و پرداختن به امور دینی و مذهبی در زندان ها می تواند به عنوان تاثیرگزارترین عامل در پیشبرد اهداف اصلاحی و تربیتی مددجویان و ایجاد زمینه تغییر نگرش و بازگشت آنان به زندگی سالم اجتماعی باشد.

 

وی در پایان از تمامی دست اندارکاران، خادمان، پیرغلامان و مردم ولایتمدار و دوستدار اهل بیت و هیاتی کرمانشاه به خاطر نظر لطف و حسن توجه شان تقدیر و تشکر کرد.

 

 



روزگار بی مولا

نامه 47 نهج البلاغه( این وصيت نامه امام علي(ع) به امام حسن و حسين (ع)پس از ضربت ابن ملجم كه لعنت خدا بر او مي باشد كه در ماه رمضان سال 40 هجري در شهر كوفه مطرح فرمودند)

-پندهاي جاودانه:
شما را به ترس از خدا سفارش ميكنم،به دنيا پرستي روي نياوريد،گرچه به سراغ شما آيد،و بر آنچه از دنيا از دست ميدهيد اندوهناك مباشيد؛ حق را بگوييد و براي پاداش الهي عمل كنيدو دشمن ستمگر و ياور ستمديده باشيد.
شما را و تمام فرزندان و خاندانم را، و كساني را كه اين وصيت به آنها ميرسد، به ترس از خدا، و نظم در امور زندگي، و ايجاد صلح و آشتي در ميانتان سفارش ميكنم، زيرا من از جد شما پيامبر(ص)شنيدم كه ميفرمود:«اصلاح دادن بين مردم از نماز و روزه يكسال برتر است».
خدا را ! خدا را ! (شما را به خدا قسم ميدهم)درباره يتيمان، نكند آنان گاهي سير و گاه گرسنه بمانند، و حقوقشان ضايع گردد!
خدا را ! خدا را! درباره همسايگان،حقوقشان را رعايت كنيد كه وصيت پيامبر(ص)شماست، همواره به خوش رفتاري با همسايگان سفارش ميكرد تا آنجا كه گمان برديم براي انان ارثي معين خواهد كرد.
خدا را ! خدا را! درباره قرآن، مبادا ديگران در عمل كردن به دستوراتش از شما پيشي گيرند.
خدا را ! خدا را ! درباره نماز، چرا كه ستون دين شماست.
خدا را !خدا را! درباره خانه خدا، تا هستيد آن را خالي مگذاريد، زيرا اگر كعبه خلوت شود، مهلت داده نميشويد.
خدا را ! خدا را ! دراره جهاد با اموال و جان ها و زبان هاي خويش در راه خدا.
بر شما باد به پيوستن با يكديگر،و بخشش همديگر، مبادا از هم روي گردانيد، و پيوند دوستي را از بين ببريد.امر به معروف و نهي از منكر را ترك نكنيد كه بد هاي شما بر شما مسلط ميگردند،آنگاه هر چه خدا را بخوانيد جواب ندهد!
سفارش به رعايت مفررات عدالت در قصاص:
اي فرزندان عبدالمطلب:مبادا پس از من دست به خون مسلمين فرو بريد[و دست به كشتار بزنيد]و بگوييد،امير مومنان كشته شد، بدانيد جز كشنده من كسي ديگر نبايد كشته شود.درست بنگريد!اگر من از ضربت او مردم، او را تنها يك ضربت بزنيد، و دست و پا و ديگر اعضاي او را مبريد،من از رسول خدا شنيدم كه فرمود:«بپرهيزيد از بريدن اعضاي مرده،هر چند سگ ديوانه باشد».

یا علی........

واژه هایم را سال هاست که در قفس می ریزم

خودم را گرفتار کردم و بالاهایم را به زنجیر کشیده ام

واژه های نگفته از تو و روزگار بی تو

که نشود ...

اینجا غم در دلم بیداد می کند

یک دست را جلوی دهان گرفته ام که نشود صدای گریه ام به گوشت برسد

و دست دیگر را در یخ فرو کرده ام که یادش برود گرما را

تنها نامت را زیر لب تکرار می کنم

سبحانک یا لا الله الا انت...

مادری کنار خیابان ایستاده و از سرما یخ کرده است

انگار نگاه فرزندنش را گم کرده باشد

و من سرعت ماشینم را بیشتر می کنم

و خودم را به ندیدن می زنم

انگار در این سرما معنایی مسلمانی تغییر کرده

و من از مسلمانی هیچ بوی نبرده ام

واژه ها باید بپرند در هوا

و من بال پرواز از آنها را گرفته

که کفر از شرم یار من مسلمان وار می آید

توی آینه ی ماشین مادر را نگاه می کنم

دنیا نگاه زیبا ی تو را کم دارد

که

 هوا بس ناجوانمردانه سرد است

آهای سرت گرم و دلت خوش باد

نوشته ی سید علی ضیا کاشانی

این روزها

اصلن نمیدونم این روز ها چرا اینقدر حالم بده نمیدونم چرا اینقدر گریه میکنم حتی نمیدونم از چی دلم گرفته فقط میدونم دنبال بهانه می گردم تا اشکام جاری شه خیلی احساس بدی ذارم احساس بلاتکلیفی میکنم نمیدونم یه ماه دیگه توی کدوم شهر دارم زندگی میکنم نمیدونم سرنوشتم چی میشه
هر شهری که قبول شم مامان بابا هم باهام میان و دیگه هیچ وقت به کرمانشاه برنمیگردیم
اینجا شهرمه - خاکمه - خونه ی واقعی من اینجاست دلم نمیخواد از کرمانشاه برم دیروز مامان تو حرفاش بهم گفت :"زندگیمانه توچاندی!!!(به زبان کرمانشاهی یعنی زندگی مونو بهم ریختی)*"از دهنش در رفت بعدش هی خودش سعی می کرد درستش کنه ولی خوب حرف دلش رو زدحق هم داره
این روزا با دلیل و بی دلیل خیلی گریه میکنم چند روز پیش سخنرانی استاد دانشمند رو گوش میکردم میگفت دوران خلافت امیرالمومنین شمر توی زندان بود و هر کس رو واسطه میکرد حضرت علی ازادش نمیکرد تا اینکه یه روز به امام حسین رو انداخت که تو رو جان مادرت حضرت زهرا شفاعت منو کن و امام حسین به واسطه ی اسم مادرش به امیرالمونین گفت و شمر ازاد شد
تو ایام محرم وقتی هیئت میرفتیم روز اخر حاج یزدان گفت هر کی حاجت میخواد بگه دیگه بعد ۱۰ شب که فقط گریه کردیم و حرف از حاجات خودمون نزدیم امشب حاجت میدن گفت صاحب عزا حضرت زهراس واسه پسرش گریه کردی هرچی بخوای بهت میده تو دلم گفتم یا فاطمه ی زهرا تو رو جان حسینت(عادت ندارم به جان هیچ کس چه برسه به معصومین قسم بخورم اما این بار خیلی برام مهم بود اخه شنیده بودم اگه حضرت زهرا رو به جان پسرش قسم بدی حتمن حاجتت رو میده)قسمت میدم من امسال دانشگاه قبول شم منو شرمنده ی بابام نکن
فاطمیه شد حاج یزدان گفت محرم ماه گریه کردن فاطمیه ماه حاجت گرفتن گفت حتی اقا میگه بذارید حاجاتتون رو توی فاطمیه بگیرید شبا که میرفتیم مسجد بروجردی وقتی حاج یزدان روضه میخوند همش دعا میکردم که امسال حاجت بگیرم
یکی از دوستامون یه سید پاک و معصوم رفت کربلا بهش گفتم دعا کن وقتی بر گشت گفت ثانیه به ثانیه دعات کردم تنها حالتی که پزشکی نیاری اینکه اصلن کنکور ندی (اینم بگم من درسام عالی بود همه ی دبیرام میگفتند امسال دیگه قبولیت حتمیه نه اینکه خودم درسم بد باشه و انتظار یه معجره رو داشته باشم توی سنجش های اخر همش رتبه ام زیر ۱۰۰۰ میشد!!!)
کنکور دادم رفتم مشهد توحرم گفتم شنیدم اگه شما رو به جون مادرتون حضرت زهرا قسم بدند هر حاجتی رو میدید گریه کردم التماس کردم وقتی برگشتم مطمئن بودم امام رضا حاجتمو میده به حرمت مادرش
تا اینکه چند روز بعد رتبه ها اومد حتی از پارسالم بدتر .
خرد شدم شکستم احساس پوچی کردم اخه همه چی درست بودم درصد هامو گرفته بودم همه می گفتند میاری اما یه دفعه تو کارنامه هر درسی ۲۰٪ پایین تر اومد
این ماجرا منو از یه اتفاق بزرگ تر ترسونده مبترسم تو نظر امام حسین من حتی از شمر پایین تر باشم که نگام نمیکنه که حاجتم رو نمیده حتی زمانیکه اونو به جان مادرش قسم دادم
اونقدر  اهل بیت رو خوب میشاسم اونقدر موندم کریم و مهربونند که وقتی با این همه راز و نیاز با این همه نذر و قسم و قران مطمئن باشم که ایراد از منه که حاجتم رو ندادند
این روزا گذشته از اینکه نگران اینده و سرنوشتم هستم گذشته از اینکه دوست ندارم از کرمانشاه برم اما یه غم بزرگتر رو دلم سنگینی میکنه من همیشه فکر میکردم شب اول قبر توی قیامت همه جا امام حسین و حضرت عباس تنهام نمیذارند به دادم میرسند اما این روزا همش ترس برم داشته نکنه همون جوری که این بار با این همه التماسی که بهشون کردم حاجت نگرفتم نکنه بعد از مرگمم بفهمم که اونا دوستم ندارند و سراغم نمیاند این فکر داره خولم میکنه!!!
دیشب که هیئت رفتیم حاج یزدان دوباره گفت اگه هر کدوم از امام ها رو به مادرشون قسم بدی حاجتت رو حتمن میدن و من همش تو این فکر بودم یعنی من چی کار کردم که حتی از شمر بدتر شده ام؟؟؟

اشهد ان علی ولی الله

بمیرم برای غربت مولا

تو تمام این ۲۵ سال فقط یک بار غربت و تنهاییش رو برای غیر چاه گفت که شد خطبه ی شقشقیه اونم که یه مرد عرب بلا نسب نا فهم  وسطش پا شد یه سوال احکام از امیرالمومنین پرسید بعد از سوال اون مرد امیرالمومنین دیگه ادامه نداد هر چی از حضرت خواستند که ادامه بده حضرت فرمود این غلیان یک احساس بود و دیگر ادامه نداد
خواهش میکنم حداقل یک بار این خطبه رو بخونید

ادامه نوشته

پاسخ به شبهات علیه شیعه

چرا حضرت علی (ع) نام سه تن از فرزندان خود را ابوبکر، عمر و عثمان گذاشت؟



1. هيج اسمى (غير از نام‌هاى خداوند بارى تعالي) انحصارى نيست كه مختص يك نفر باشد؛ بلكه گاهى يك اسم براى افراد زيادى انتخاب مى‌شد كه با همان نام هم شناخته مى‌شدند و هيچ محدوديتى در اين زمينه در بين اقوام و ملل وجود نداشته است؛ بنابراين، نام‌هايى از قبيل ابوبكر و عمر و عثمان از نام‌هاى مرسومى بوده است كه بسيارى از مردم زمان پيامبر و ياران واصحاب آن حضرت، و نيز ياران و دوستان و اصحاب امامان شيعه به همين نامها معروف و مشهور بوده‌اند، مانند:



أبوبكر حضرمي، ابوبكر بن ابوسمّاك، ابوبكر عياش و ابوبكر بن محمد از اصحاب امام باقر و صادق عليهما السلام.


عمر بن عبد اللّه ثقفى، عمر بن قيس، عمر بن معمر از اصحاب امام باقر عليه السلام. و عمر بن أبان، عمر بن أبان كلبي، عمر بن ابوحفص، عمر بن ابوشعبة! عمر بن اذينة، عمر بن براء، عمر بن حفص، عمر بن حنظلة، عمر بن سلمة و... از اصحاب امام صادق عليه السلام.


عثمان اعمى بصرى، عثمان جبلة و عثمان بن زياد از اصحاب امام باقر عليه السلام، و عثمان اصبهانى، عثمان بن يزيد، عثمان نوا، از اصحاب امام صادق عليه السلام.




2. شکى نيست که شيعيان از يزيد بن معاويه و اعمال زشت او تنفر شديدى داشته و دارند؛ ولى در عين حال مى‌بينيم که در بين شيعيان و اصحاب ائمه عليهم السلام کسانى بوده‌اند كه نام شان يزيد بوده است؛ مانند:


يزيد بن حاتم از اصحاب امام سجاد عليه السلام. يزيد بن عبد الملك، يزيد صائغ، يزيد كناسى از اصحاب امام باقر عليه السلام؛ يزيد الشعر، يزيد بن خليفة، يزيد بن خليل، يزيد بن عمر بن طلحة، يزيد بن فرقد، يزيد مولى حكم از اصحاب امام صادق عليه السلام.


حتى يکى از اصحاب امام صادق عليه السلام، نامش شمر بن يزيد بوده است.(1)


آيا اين نام گذاري‌ها مى‌تواند دليل بر محبوبيت يزيد بن معاويه نزد ائمّه و شيعيان آنان باشد؟




3. نامگذارى فرزندان روى علاقه پدر و مادر به افراد و شخصيت‌ها صورت نمى‌گرفت و گر نه بايد همه مسلمانان، نام فرزندان خود را به نام رسول اكرم صلى الله عليه وآله نامگذارى مى‌كردند.


اگر نامگذارى به خاطر ابراز محبت به شخصيت‌ها بود، چرا خليفه دوم به سراسر ممالك اسلامى بخشنامه كرد كه كسى حق ندارد فرزندش را به نام رسول خدا صلى الله عليه وآله نامگذارى كند؟(2)




4. نام يكى از صحابه «عمر بن ابوسلمة قرشي» است كه پسر خوانده رسول اكرم صلى الله عليه وآله از امّ‌سلمه بوده است، از كجا اين نام گذارى به خاطر علاقه حضرت امير عليه السلام به اين پسر خوانده پيامبر گرامى صلى الله عليه وآله نبوده است؟




5. بنا به نقل شيخ مفيد نام يكى از فرزندان امام مجتبى عليه السلام عمرو بوده است، آيا مى شود گفت: كه اين نامگذارى به خاطر همنامى با اسم عمرو بن عبدود و يا عمرو بن هشام (ابوجهل) بوده است؟(3)




(1) الأردبيلي الغروي، محمد بن علي(متوفاي1101هـ)، جامع الرواة وإزاحة الاشتباهات عن الطرق والاسناد، ج 1 ص 402، ناشر: مكتبة المحمدي.



(2)إبن بطال البكري القرطبي، أبو الحسن علي بن خلف بن عبد الملك (متوفاي449هـ)، شرح صحيح البخاري، ج 9، ص 344، تحقيق: أبو تميم ياسر بن إبراهيم، ناشر: مكتبة الرشد - السعودية / الرياض، الطبعة: الثانية، 1423هـ - 2003م.


العسقلاني الشافعي، أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل (متوفاي852 هـ)، فتح الباري شرح صحيح البخاري، ج 10، ص 572، تحقيق: محب الدين الخطيب، ناشر: دار المعرفة - بيروت.



(3)الشيخ المفيد، محمد بن محمد بن النعمان ابن المعلم أبي عبد الله العكبري، البغدادي (متوفاي413 هـ)، الإرشاد في معرفة حجج الله علي العباد، ج 2، ص 20، باب ذكر ولد الحسن بن علي عليهما ، تحقيق: مؤسسة آل البيت عليهم السلام لتحقيق التراث، ناشر: دار المفيد للطباعة والنشر والتوزيع - بيروت - لبنان، الطبعة: الثانية، 1414هـ - 1993 م.

معرفی کتاب

سلام دوستان کتابی که این هفته میخوام بهتون معرفی کنم  کتاب "منتظر یوسف باش"نوشته ی خانوم سیده نسا هاشمیان سیگارودی از نشر شاهد است که خانوم هاشمیان ماجرای زندگی خودشون و همسر شهیدشون رو در قالب رمان نوشته اند
کتاب قشنگ و جالبیه دیدم ۲۶ مرداد اومد حیفیم اومد کتابی از دوران دفاع مقدس مون بهتون معرفی نکنم

اسمانی ها چه میگویند؟


وصیت می کنم ... وصیت می کنم به کسی که او را بیش از حد دوست دارم.به معشوقم، به امام موسی صدر، کسی که او را مظهر علی می دانم، او را وارث حسین می خوانم.
متن زیر وصیت نامه شهید بزرگوار و مبارز عارف دکتر مصطفی چمران است که به سال 1355خطاب به رهبر بزرگ شیعیان لبنان امام موسی صدر نگاشته شده است:


ادامه نوشته

نقد فیلم _ معرفی برنامه

ما شا الله توی شهر ما سینما نیست یعنی فقط یه دونه سینما داریم اونم طاق بستانه(شما میدونید طاق بستان کجاست؟؟؟)یعنی اینجوری بگم که همون یه سینما هم خارج از شهر و فقط مزدوج ها اونجا سینما میرن !!! و رفتن به اون سینما رو من حتی به خودمم پیشنهاد نمیکنم!!
کلوپ ها هم که مدت هاست فیلم جدید نیاوردن اخرین فیلمی که دیدم هر چی خدا بخواد بود فقط در موردش میشه گفت فیلمی که میشه باهاش خندید اما نه نکته ی اموزنده ای داشت نه مطلب جالبی توش بود نه حتی منظره یا تصویر خاصی که توجه ادم رو جلب کنه فقط یه جورایی تبلیغ کیش بود دیگه!!!
اما در مورد سریال های جذاب تلویزیون توی ماه مبارک بهتون بگم که چند شب پیش وقتی داشتم 5 کیلومتر تا بهشت رو میدیدم یه دفعه ای 2 تا شاخ بزرگ رو سرم دراوردم که ایدا خانوم با چادر مشکی توی مجلس خواستگاری نشسته بود!یعنی اخر حرکت!!!
من نمیدونم تمام عوامل این سریال تا حالا با هیچ خانواده ی مذهبی رفت و امد نداشتند یا حداقل از دور ندیدند؟توی فامیل ما هیشکی چادری نیست اما توی دوستامون چرا خیلی هستند که چادر می پو شند و جالبه که بهتون بگم چادر نماز هایی که تو خونه سرشون میکنند همه یا صورتی یا نارنجی یا زرد یا بنفش یا سبز یعنی دقیقا همرنگ بلوز شلواری که زیر چادر پوشیدند هست نه اینکه چون مذهبی هستند با چادر مشکی تو مجلس خواستگاری بشینند!!!
اگرم بخواهم فیلم بهتون معرفی کنم اگه تا حالا فیلم محیا رو ندید پیش نهاد میکنم اون رو نیگا کنید فیلم یکی دو سال پیش اما خیلی قشنگه و جای فکر بسیار داره!

______________________________________________________

این همه از نیمروز و حاج اقا سرلک  تعریف کردیم  چشمش کردیم حاج اقا رفت مالزی!!!
(دیگه امسال حاج اقا سرلک احیا ها کرمانشاه نمیاد_ اخه من موندم چه طوری دلش اومد خدایی کرمانشاه بهتره یا مالزی؟؟؟)
دیشب مهمان برنامه ی این شب ها اقای سید مرتضی خاتمی بودند چقدر این مرد با سواد و دوست داشتنیه کاش زود تر میدونستم و اینجا اعلام میکردم  اونایی که دیشب این شب ها رو دیدند میدونند که چقدر حرف هاشون قشنگ و با معنا بود
به نظرم ماه عسل برنامه ی جالبیه اگه فرصت داشتید ببینید!

 

از مدینه تا مدینه (قسمت دوم)

بالاخره در روز سوم شعبان یعنی سالروز ولادت بابای خوبم به مکه رسیدیم مکه جایگاه امن الهی که کسی در ان جرئت تعرضی به خاندان ما را نداشت کعبه را دوست دارم از ان جهت که همواره ارامش عجیبی را به من میدهد و تا زمانی که در کنار ان سکنی داشتیم خیالم راحت بود که تمام افراد خاندانمان از شر یزید و مزدورانش در امان هستند

قریب به یک ماه در مکه بودیم روزهای اول ان را هرگز فراموش نمیکنم تولد بابا حسین - تولد عمو عباس- تولد داداش سجاد – تولد داداش اکبر- این اخرین سالی بود که تولد انها را با هم جشن میگرفتیم
دختران من نمیدانید سال های بعد از عاشورا  بر سجادم  چه میگذرد وقتی شعبان می اید از ان همه ستاره تنها سجاد مانده است بمیرم برایش که روز های شعبان را با چه دلتنگیی میگذراند

داشتم میگفتم چون ما مدت زیادی را در مکه ماندیم باید به نحوی از زمانی که داشتیم به طور مفید استفاده میکردیم در این میان عمه زینب مثل همیشه مدبرانه عمل کرد و تصمیم گرفت که هر روز جلسه ی بحثی  پیرامون  مسائل مختلف مذ هبی و اسلامی از زمان بعثت جدمان رسول خدا تا صلح عمو حسنم و علت عدم بیعت بابا  با یزید ترتیب دهد
بعدا در زمان اسارت مان و اتفاقاتی که بعد از عاشورا افتاد علت کار عمه زینب را فهمیدم او می خواست با این کار زنان کاروان را از هدف بزرگ قیام اگاه کند و ان ها را برای دوران سخت پس از عاشورا اماده کند

در چنین شرایطی بود که زنان کاروان با شعور خود درد ها و مصائب عاشورا و پس از ان را تحمل کنند و می توانستند نه با احساس که با منطق و عقل و علم خود از اهداف والای قیام دفاع کنند و حافظ خون شهیدانمان باشند
پس از طرح این پیش نهاد از جانب عمه زینب که با موفقیت زنان و دختران بنی هاشمی مواجه شد اولین جلسه از این محافل در مکه برگزار شد.
ادامه دارد........
پایان قسمت دوم

 

خلیج فارس

سلام

به سایت زیر برید و هر چند بار که میتونید به خلیج فارس بودن خلیج فارس رای بدید فعلن ما ایرانیا عقیبیم فقط 48 ساعت وقت داریم لطفن اطلاع رسانی کنید
www.persianorarabiangulf.com/index.php

شب های قدر نزدیک است....

های درد سلام

این جا روزگار درد است روزگار بی تو مولا

در اندیشه حرف های توام و راه  تو و روزگار تو

مولا تو را کشتند تا یک تن کم شود اما چگونه این همه تکثیر می شوی

مولا تو را کشتند تا راهت ٬ مرامت از یاد برود

پس چگونه از پس این همه سال حرف از راه توست

مادرم کاسه شیر دستم می دهد و من فکر می کنم در جهان بی تو چگونه باید زیست

این جا روزگار بی توست که به هیچ نمی ارزد

و من درد دارم ٬ درد بی پدری که این روز ها گلویم را پاره می کند

مادرم می گوید شیر برای زخمت خوب است

و من فکر می کنم علی(ع) که ۷۲ زخم در جنگ احد برداشت و آخ نگفت

چگونه با یک شمشیر از پای در می آید

و من فکر می کنم درد نا مردمی ٬ علی را به زمین انداخت

درد مرمانی که علی(ع) را نمی فهمیدند

نه ٬ نه٬ علی با یک ضربت ابن الملجم شهید نمی شود

به پشت در خانه تو می رسم

کودکانی مثل من کاسه شیر در دست ٬ ایستاده اند

مردی از من کاسه شیرم را می گیردو می گوید: مولا فرموده برای ابن الملجم ببرم

و من فکر می کنم علی(ع) با دشمن و قاتل خویش چگونه رفتار می کند و به من درس می دهد

که این راه پیروان علی(ع) است


نوشته ی سید علی ضیا کاشانی

روزه داری یا روزه خواری ؟؟؟

داشتم فکر میکردم ما ها چه خوب وقتی به سن تکلیف رسیدیم اولین روزه هامون توی پاییز و زمستا بود خیلی اذیت نمیشدیم اما دختر بچه های ۹ ساله ای که الان به سن تکلیف رسیدن یا پسر بچه های شر و شوری که امسال باید روزه بگیرند خیلی گناه دارند که باید تشنگی رو توی این روزای بلند تحمل کنند
بعدش که بیشتر فکر کردم دیدم نه بچه های الان خوش بخت ترند تا ماها و زمان ما اینا راحت تر میتونن روزه بگیرند چون که مدرسه نمیرند
یادمه اون سال ها که  اول راهنمایی بودم تا همین اخرا که پیش دانشگاهی بودم و توی با کلاس ترین مدرسه ی شهر که بچه هاش معتقد بودند از دماغ فیل افتادند و از اون ها  با کلاس تر توی جهان نیست توی یه کلاس ۲۵ نفری شاید ۵ نفر روزه بودند و چون مدرسه تا ساعت ۲.۵بود همه جور بوی غذا توی کلاس می پیچید یادمه اول راهنمایی که بودیم یکی از بچه ها روزه بود بوی سوسیس شنیده بود خیلی گشنش بود کلی گریه کرد
این روزا وقتی میبینم مردم خیلی راحت تو خیابون سیگار میکشن اون خانوم ۳۰ ساله تو پارک نشسته و بستنی میخوره وسط پیاده رو یکی داره تخمه میشکنه با خودم فکر میکنم اصلن بهتر که این کوچولو ها ی بزرگوار توی تابستون به سن تکلیف رسیدند..........

نظر سنجی.......

سلام
نوشتن مطالب این هفته رو زودتر شروع کردم هنوز ۱۵ روز از تولد وبلاگ جون میگذره و من خیلی دستم نیومده چه طور وبلاگ رو به روز کنم که هم خودم راضی باشم هم مخاطب
اگه بخوام روزانه به روز کنم که خودم وقت ندارم وقتی هفتگی میزنم چون حجم مطالب بالا میره حوصله ی مخاطب کم میشه و دیگه همه ی مطالب رو نمیخونه .راستی به نظر شما چی کار کنم؟

بی عنوان

یه دفعه ای دلم خواست بگم که خیلی  دل تنگ محرمم جند شب میشه که تا دو و سه شب بیدارم روضه گوش میدم و گریه میکنم امام حسین همونه که تو بچیگیم شد بابا حسین من.همونه که با خورشید کاروان اومد توی هشت سالگی من و من دختری که اصلن خانواده ی مذهبی نداره رو عاشق خودش کرد اومد تا هنوز که هنزه توی ذهن من عمو عباس عمو عباس باشه و حضرت علی اکبر داداش اکبر
امام حسین همونه که سال ۸۰ وقتی فقط ۱۰ سالم بود و دکترا جوابم کردند که کلیه های دخترتون کوچیک شده و شاید دیگه خیلی زنده نمونه تو محرم همون سال منو شفا داد و دکترا یه ماه بعد فقط  گفتن عجیبه اما دخترتون سالمه!!!
وقتی تحت تاثیر دوستامو فامیلا بودم و اصلن ادم مذهبی نبودم وقتی اونقدر ادم بدی بودم که کسایی رو که روضه گوش میکردن و واسه امام حسین گریه میکردن مسخره میکردم یه بار دیگه اومد توی زندگیم این با خصایص الحسین و با مداحی های سید ذاکر با جلسه های یزدان ناصری تیر اخرشو زد عاشقم کرد
اصلن امام حسین همونه که وقتی مامان بابام ۲۰ سال بچه دار شدند به اون و به نازدونه اش رقیه خاتون رو انداختن که خدا بهشون بچه بده بعد منو خواهرم دنیا اومدیم

امام حسین خواست از من خواست که من حجاب کردم چون اونو دوست داشتم اصلن من با حسین خدا رو فهمیدم خدا رو عاشق شدم

این شبا هر شب یزدان ناصری مزار شهدا مراسم شب زنده داری دارن اما کسی منو امنجا نمی بره بابام به روضه و گریه و مزار شهدا خیلی اعتقاد نداره نماز میخونه حج رفته مومنه امام حسین رو خیلی دوست داره اما هیئت نمیاد شاید دل تنگی این شبام واسه اینکه دلم میخواست مزار شهدا باشم صدای حاج یزدان رو خیلی دوست دارم منو یاد امام حسین میندازه دیشب با صداش خیلی گریه کردم
خیلی میترسم امسال که مشهد بودم همش احساس میکردم این اخرین باره که حرم میام نمیدونم احساس میکنم به مرگ نزدیکم از مرگ میترسم اینقدر ادم خوبی نیستم که برم بهشت اکه بمیرم اگه نرم بهشت هیچ وقت امام حسین رو نمیبینم اونجا لابد باید پیش حرمله باشم
اشک چشمام نمیذاره دکمه های کیبرد رو خوب ببینم شاید علط املایی داشته باشم مهم نیست
از اینجا از در خونه ی ما تا کربلا تا بین الحرمین فقط ۷ ساعت راهه مثه اینجا تا تهران اما منو کربلا نمیبرن میگن امن نیست!!
میترسم دلیل این دلتنگیم واسه محرم این باشه که شاید قرار نیست محرم امسالو ببینم وای که چقدر محرم رو دوست دارم چقدر محرم واسم عزیزه خواستم بگم با تمام وجودم با تک تک سلول هاب بدنم دعا میکنم که محرم امسالم ببینم اما اگه یه زمانی نبودم محرم امسال و محرم هر سال یادم کنید اخه من عاشق حسینم!!!

پاسخ به شبهات قرانی - اسلامی

مسئله ی حضانت  فرزند در اسلام :
ایا حضانت فرزنددر شرایط معمول با پدر یا جد پدری اوست؟
ایا اسلام برای احساس مادرانه ی یک زن فکری نکرده است؟
منظور از ایه ی "لا تضار والده بولدها " چیست؟(هیچ مادری در مورد فرزندش نباید زیان ببیند)

شیخ صدوق در کتاب من لا یحضره الفقیه ۳/۲۷۵ اورده است که از امام صادق پرسیدند :مردی همسر خود را طلاق داده است و یک فرزند دارند کدامیک به نگهداری فرزند سزاوار تر است؟امام صادق (ع)فرمودند:زن تا زمانی که ازدواج نکرده باشدو نفقه ی او بر عهده ی پدر است.
توجه داشته باشید که امام اصلن از ان فرد نپرسیدند که فرزندشان پسر یا دختر است و در هر حال مادر را سزاوار تر میدانستندو بعد هم باز اینده زندگی زن را مهم تر میدانند انجا که می فرمایند زمانی که ازدواج کرد دیگر مسئولیتی ندارد.
پس میبینیم دین کامل ما در مقایسه پدر و مادر حق حضانت را به مادر میدهد چه رسد به جد پدری!!!(بر خلاف ان چه این روزها در ستایش میبینیم!!!)
واین مصداق همان ایه بالاست که به مادر زیانی از جانب دوری فرزندش نمیرسد

منبع:نقد شبهات پیرامون قران کریم نوشته ی محمد هادی معرفت

دل نوشته

اینم دل نوشته ی این هفته ی نیکی خانوم:
يك هفته گذشت...
ولي ما يك قرن بزرگ تر شديم!
ياد گرفتيم زخم زبون بشنويم و سكوت كنيم
فهميديم خواست خدا كه ميگن چيه!
خوب يادمه وقتي كه ما ميرفتيم آزمون آزمايشي بديم مادرامون دور هم مينشستند ودعا ميكردند هرچي خيرمونه برامون پيش بياد... ماهمون موقع اعتراض ميكرديم كه بگن خدا خيرمون رو تو پزشكي بذاره و همون روبرامون پيش بياره ولي مادرا ازحرف ما ناراحت ميشدند و تأكيد ميكردند كه خير فقط توپزشكي نيس وشروع ميكردند خانوم دكترايي رو مثال ميزدند كه زندگي خوبي ندارند...!
اما حالا... حالا كه دعاشون مستجاب شده باور نميكنند كه خيرتو غيراز پزشكي هم هست!
تمام زحمات مادود شدو رفت هوا...
ما از توكل چي ميدونيم؟!!
وقتي ميگيم "ما تمام تلاشمون روكرديم باقي راه توكل بر خدا" منظورمون چيه؟!!
يعني حتمأ بايد همون چيزي كه مدنظرمونه پيش بياد وگرنه من ميدونم و خدا !!
چنان باحرف تمام الطافش رو كتمان ميكنيم و عدالتش رو زير سوال ميبريم كه... كه خدايي نكرده خدا قهرش ميگيره ومارو بحال خودمون رها ميكنه كه بدبختي همينه...
اينايي كه نوشتم موعظه نبود يادآوري بود...
نوشته هاي امروزم روبه صحن طلا نبود... نه بخاطراينكه آقا مرادمو نداده زبونم لال ازش ناراحت ناراحت باشم نه... ميترسم الأن كه ناراحتم ناخواسته يه چيزي بگم كه ناشكري باشه
آقاجون خيلي دوست داريم
هرجاكه باشيم...

پاسخ بهشبهات علیه شیعه

ایا سیادت امری صحیح است؟ایا نسب سادات به پیامبر میرسد؟
در قران مجید ایه ۶۱ سوره ال عمران (ایه مباهله) از حسنین(ع) به عنوان پسران رسول خدا یاد شده است.
در کتاب صواعق المحرقه ابن حجر ص ۱۵۶ باب ۱۱ فصل ۱ ایه ۹ از خلیفه ی دوم نقل است که رسول خدا (ص)فرمود :هر حسب و نسبی جز حسب و نسب من در روز قیامت قطع میشود و اساس هر دختر زاده ای از پدر وی می باشد غیر از اولاد فاطمه که من پدرشان هستم.

چرا شیعیان بر خلاف سنت رسول خدا نماز ظهر و عصر یا مغرب و عشا را با هم جمع میکنند؟
در صحیح مسلم ۱/۴۸۹ ح ۴۹ کتاب صلاه المسافرین و قصرها وهمان   ۱/۴۹۹ ح ۵۶ و نیز مسند احمد بن حنبل - ۱/۲۲۱ مسند ابن عباس
منقول است که رسول خدا نماز ظهر و عصر و مغرب و عشا را بدون خوف و در غیر سفر هم جمعا ادا میفرمود.

تقویم شیعه

۱۲ رمضان:

 مراسم عقد اخوت:

رسول خدا در اولین سال هجرت در این روز بین اصحابش عقد اخوت بست و امیرالمومنین را برادر خود گردانید.

 

۱۳ رمضان:

مرگ حجاج ثقفی:

فردی که عده ای زیادی از شیعیان را شهید کرد من جمله کمیل بن زیاد نخعی - قنبر غلام امام علی - عبدالرحمن ابن ابی لیلی که ان قدر او را زد تا سب علی (ع) کند اما او پیوسته از مناقب حضرت گفت و حجاج دستور شهادتش را صادر کرد.دست . پای یکی از حواریون امام سجاد را برید تا او به شهادت رسید.

برای اطلاع بیشتر از زندگیش به کتاب تقویم شیعه مراجعه کنید.


۱۴ رمضان:

شهادت مختار:

مزار وی کنار مزار مسلم در انتهای مسجد کوفه است

لازم به ذکر است که عمره همسر مختار اولین زن شهیده ای است که در محبت اهل بیت با شکنجه کشته شد.

۱۵ رمضان:

۱- میلاد امام حسن مجتبی:
سال میلاد:سوم هجری
القاب حضرت:سید - سبط - امین - اثیر - حجت - بر - تقی -نقی - زکی - مجتبی - زاهد
رنگ مبارکش سرخ و سفید ـ دیدگان مبارکش گشاده و چشمانش مشکی بود.گونه ی مبارکش هموار و موی سرش مجعد بود.گردن مبارک در نور و صفا مانند نقره ی صیقل زده - میانه بالا و شانه ای گشاده داشت و از همه ی مردم خوشرو تر بود. خضاب میکرد و بدن شریفش در نهایت لطافت بود.

۲ـ حرکت مسلم(ع)به کوفه:

 

۱۶ رمضان:

ورود محمد بن ابی بکر به مصر:
ایشان از جانب امیرالمومنین والی مصر بودند

۱۷ رمضان:

۱ـ معراج پیامبر:
ایه "سبحان الذی اسری بعبده من المسجد الحرام الی المسجدالاقصی ... در این باره نازل شده است
امام صادق (ع) میفرماید:خداوند ۱۲۰ مرتبه رسول خدا را به اسمان برد و در هر مرتبه به ان حضرت در مورد ولایت و امامت امیر المومنین و دیگر ائمه طاهرین زیاده از فرایض تاکید و توصیه نمود.

۲ـ جنگ بدر:
تعداد مسلمین ۳۱۳ نفر و تعداد شهدا ۹ یا ۱۴ نفر.تعداد کفار ۹۵۰ نفر بود مقتولین کفار ۷۰ نفر و اسرایشان هم ۷۰ نفر بودند.نیم یا بیشتر انان به دست حضرت علی کشته شدند ودر قتل نیم دیگر ایشان شریک بودند.
در این جنگ ابوجهل هم کشته شد.پیامبر هنگام شنیدن خبر قتل ابوجهل شکر به جا اورد و فرمود :امروز عید است و باید شکر خدا را بر نعمتی که به اهل ایمان عطا فرموده به جا اورد.

۳ـ قتل عایشه:
به نقل از تاریخ طبری(از منابع اهل سنت)جلد ۲ ص ۴۳۳:پیامبر دوست داشت تا زنده است مرگ و دفن عایشه را ببیند
ابن ابی الحدید(از علمای اهل تسنن)میگوید:(شرح نهجالبلاغه ی ابن ابی الحدید ج ۱۷ ص ۲۵۴)اگر خلیفه ی دوم به جای علی بود هر ایینه عایشه را قطعه قطعه میکرد ولی علی حکیمی بردبار بود.

معاویه چون خواست برای یزید بیعت بگیرد عایشه انکار کرد .معاویه ترسید که او فتنه کند لذا در خانه ی خود چاهی کند و ان را پر از اهک کرد و فرشی قیمتی بر ان پهن نمود و تختی بر ان نهاد و عایشه را دعوت کرد.چون وارئ شد بر تخت نشست که تخت فرو افتاد و او به قتل رسید.(منتخب التواریخ ص ۳۰۴)

۴ـ بنای مسجد جمکران:


منابع:تقویم شیعه نوشته ی عبدالحسین نیشابوری

نقد فیلم _ معرفی برنامه

توی ماه مبارک به واسطه ی فیلم های بسیار جذاب تلویزیون پناه بردم به فیلم های تولیدی سال های دور که سروش منتشر کرده
الان دارم مدار صفر درجه رو میبینم بار اول که دیده بودمش ۴ سال پیش بود و شاید تو اون سن بعد رمانتیک فیلم بیشتر ذهن منو درگیر میکرد تا ابعاد دیگه فیلم.
صحنه هایی که نشون داده میشه چه از لحاظ زیبایی طبیعت یا دکوراسیون خانه ها ـ اتفاقات تاریخی که در خلال جنگ جهانی دوم می افته ـ صحبت های فلسفی عرفانی و اشعاری که در کلاس فلسفه در دانشگاه پاریس گفته میشه و اتفاقاتی که در مورد مهاجرت یهودیان هست مطالبیه که قبلا به اون توجه نکرده بودم و الان به نظرم جالب میاد

به هر حال دیدن مجدد این فیلم رو بهتون پیش نهاد میکنم.



ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
چند روز پیش مهمان برنامه ی استوا(هر روز ساعت ۵ شبکه سه) خانوم دکتر فرهمند پور بود و برنامه روند بسیار عالی داشت (عجیب به خانوم دکتر فرهمندپور ارادت دارم)

کماکان دیدن برنامه ی ۵ شنبه های نیمروز(حاج علی سرلک) (۱۲ ظهر شبکه ی سه)
۴ شنبه شب های پارک ملت(حاج اقا شهاب مرادی)(ساعت ۱۱ شب شبکه یک)
و برنامه های سمت خدا رو پیش نهاد میکنم

و از میان سریال ها هم چنان جذاب ترین سریال "ستایش"است!!!