مغز متفکر جهان شیعه امام صادق علیه السلام
از زمان های قدیم نوع بشر میدانست که زمین مدور است تمام بحر پیمایان پرتغالی و اسپانیایی که در نیمه ی دوم قرن پانزدهم و در تمام قرن شانزدهم برای اکتشافات راه دریا را پیش گرفتند میدانستند که زمین مدور میباشد و نا گفته نگذریم که نیمه دوم قرن پانزدهم و شانزدهم میلادی از لحاظ کشف مجهولات دنیا از این قرن که بشر قدم بر کره ی ماه گذاشته جالب تر توجه تر بود . اگر شرح مسافرت هیئت واسکودوگاما پرتغالی را که کاشف راه دریایی هندوستان است بخوانیم میبینیم که شرح مسافرت هریک از سفینه های فضایی ( اپولو ) به کره ی ماه ، در قبال ان کمرنگ جلوه میکند.
اگر شرح مسافرت هیئت ماژلان را بخوانیم و ببینیم 268 تن اعضای ان هیئت مدت 3 سال که در اطراف کره ی زمین گردش میکردند گرفتار چه رنج ها و محرومیت ها شدند و فقط 18 تن از انها مراجعت کردند میفهمیم که سفینه های هپولو در قبال ان مسافرت از لحاظ ماجراها بیرنگ است.
واسکودوگاما کاشف راه دریایی هندوستان و کریستف کامب کاشف امریکا و ماژلان اولین کسی که برای گردش به دور کره ی زمین به راه افتاد همه ی میدانستند که زمین مدور است و هیچ یک از انها هم به راه نیفتادند تا اینکه کشفی بکنند و همه منظور مادی داشتند.
ان سه نفر که ما نمیتوانیم منکر نبوغ انها بشویم با ایمان به اینکه زمین مدور است ایا میدانستند که زمین اطراف خود هم گردش میکند ؟
ما از سفر نامه های انها هیچ قرینه ای به دست نمی اوریم که نشان بدهد انها حرکت زمین در گرد ان اطلاع داشتند.
حتی ما نمیدانیم که ایا گالیلله ی ایتالیایی از حرکت زمین در اطراف خود اطلاعی داشته است یا نه . اما به احتمال نزدیک به یقین حتا گالیله هم نمیدانست که زمین دور خود می چرخد و روزی که سازمان تفتیش عقیده ان مرد را وادار به توبه کرد برای نظریه گردش زمین به دور خود نبود بلکه از این جهت او را وادار به توبه کردند که او میگفت : زمین به دور خورشید میچرخد.
برای اینکه بدانیم پذیرفتن مسئله ی گردش زمین به اطراف خود چقدر برای مردم دشوار بود میگوییم که حتا هانری پوانکاره فرانسوی هم در مورد مسئله ی گردش زمین به اطراف خود شوخی میکرد.
هانری پوانکاره که در سال ۱۹۱۲ میلادی در سن ۵۸ سالگی در گذشت بزرگترین ریاضیدان قرن خودش است که اغاز قرن بیستم را درک کرده با این حال همین دانشمند بزرگ به شوخی میگفت من یقین ندارم که زمین اطراف خود بگردد وقتی چنین دانشمند بزرگی در اغاز قرن بیستم ولو به شوخی تردید نماید که ایا زمین اطراف خود میگردد یا نه که مردم نیمه ی اول قرن دوم هجری قمری نمیتوانستند نظریه گردش زمین به دور خود را بپذیرند .
گردش زمین به دور خود به طور محسوس ثابت نشد مگر بعد از انکه بشر قدم بر کره ی ماه گذاشت و حرکت وضعی زمین را انجا دید.
حتا در سالهای اولیه چون فضانوردان پایگاه ثابتی بر روی کره ی ماه نداشتند و در سفینه هایی بودند که هر کدام نود دقیقه یا قدری بیشتر اطراف زمین میچرخید نمیتوانستند با سرعتی که سفینه در اطراف زمین میچرخد به حرکت وضعی ان پی ببرند .
دانشمندان زیادی چون تیکو براهه ی دانمارکی که فردی بسیار متملک و ثروتمند بود نظریه هایی که او ارائه کرده بود بسیار به کپلر المانی المانی کمک کرد تا انجا که کپلر نمیتوانست سه قانون مشهور نجومی خود را مربوط به حرکات سیارات از جمله زمین در اطراف خورشید ارائه کند به هرحال تیخوبراهه نیز به حرکت زمین در اطراف خود پی نبرده بود وگرنه چون در دانمارک سازمان تفتیش عقیده شعبه ای نداشت او میتوانست نظریه ی خود را به راحتب ارائه کند .
نظریه های کپلر نه تنها در زمان خودش که هنوز هم مورد تحسین است از جمله اینکه وی اعلام کرد که خط سیر سیارات از جمله کره ی زمین در اطراف خورشید بر خلاف انچه کوپریک تصور میکرد مدور نیست بلکه بیضی است و خورشید در یکی از دو مرکز ان واقع شده است .
کپلر با بیان سه قانون خود نبوغش را بر جهانیان ثابت کرد اما حتا او هم نتوانست حرکت زمین به دور خود را بیان کند .
این در حالی است که جعفر صادق ( ع ) در دوازده قرن قبل از این دریافت که زمین اطراف خود می گردد و انچه سبب توالی روز و شب میشود گردش خورشید در اطراف زمین نیست بلکه گردش زمین در اطراف خود سبب میگرزدد که روز و شب به وجود بیاید و دائم نیمی از زمین تاریک و نیم دیگر ان روشن باشد.
حال سوال این است در ان زمان مراکز علمی در قسطنطنیه در انطاکیه و جندی شاپور بوده و بغداد هنوز به عنوان یک مرکز علمی محسوب نمیشده است پس چگونه میشود مردی در نقطه ای دور افتاده چون مدینه که دسترسی به هیچ یک از این مراکزی علمی ندارد از چنین اتفاق بزرگ علمی پرده بردارد ؟
ایا او از قوانین مکانیک نجومی مطلع بوده است ؟ یعنی او میدانسته که اثر نیروی جاذبه که با دو شکل یکی به شکل نیروی فرار از مرکز و دیگری به صورت نیروی جذب به سوی مرکز بروز میکند سبب میگردد که اجرام اسمانی دور خود بگردند ؟ چون بعید است که ایشان بدون پی بردن به این دو بتواند به این نظریه ی بزرگ دست پیدا کند !
اگر شرح مسافرت هیئت ماژلان را بخوانیم و ببینیم 268 تن اعضای ان هیئت مدت 3 سال که در اطراف کره ی زمین گردش میکردند گرفتار چه رنج ها و محرومیت ها شدند و فقط 18 تن از انها مراجعت کردند میفهمیم که سفینه های هپولو در قبال ان مسافرت از لحاظ ماجراها بیرنگ است.
واسکودوگاما کاشف راه دریایی هندوستان و کریستف کامب کاشف امریکا و ماژلان اولین کسی که برای گردش به دور کره ی زمین به راه افتاد همه ی میدانستند که زمین مدور است و هیچ یک از انها هم به راه نیفتادند تا اینکه کشفی بکنند و همه منظور مادی داشتند.
ان سه نفر که ما نمیتوانیم منکر نبوغ انها بشویم با ایمان به اینکه زمین مدور است ایا میدانستند که زمین اطراف خود هم گردش میکند ؟
ما از سفر نامه های انها هیچ قرینه ای به دست نمی اوریم که نشان بدهد انها حرکت زمین در گرد ان اطلاع داشتند.
حتی ما نمیدانیم که ایا گالیلله ی ایتالیایی از حرکت زمین در اطراف خود اطلاعی داشته است یا نه . اما به احتمال نزدیک به یقین حتا گالیله هم نمیدانست که زمین دور خود می چرخد و روزی که سازمان تفتیش عقیده ان مرد را وادار به توبه کرد برای نظریه گردش زمین به دور خود نبود بلکه از این جهت او را وادار به توبه کردند که او میگفت : زمین به دور خورشید میچرخد.
برای اینکه بدانیم پذیرفتن مسئله ی گردش زمین به اطراف خود چقدر برای مردم دشوار بود میگوییم که حتا هانری پوانکاره فرانسوی هم در مورد مسئله ی گردش زمین به اطراف خود شوخی میکرد.
هانری پوانکاره که در سال ۱۹۱۲ میلادی در سن ۵۸ سالگی در گذشت بزرگترین ریاضیدان قرن خودش است که اغاز قرن بیستم را درک کرده با این حال همین دانشمند بزرگ به شوخی میگفت من یقین ندارم که زمین اطراف خود بگردد وقتی چنین دانشمند بزرگی در اغاز قرن بیستم ولو به شوخی تردید نماید که ایا زمین اطراف خود میگردد یا نه که مردم نیمه ی اول قرن دوم هجری قمری نمیتوانستند نظریه گردش زمین به دور خود را بپذیرند .
گردش زمین به دور خود به طور محسوس ثابت نشد مگر بعد از انکه بشر قدم بر کره ی ماه گذاشت و حرکت وضعی زمین را انجا دید.
حتا در سالهای اولیه چون فضانوردان پایگاه ثابتی بر روی کره ی ماه نداشتند و در سفینه هایی بودند که هر کدام نود دقیقه یا قدری بیشتر اطراف زمین میچرخید نمیتوانستند با سرعتی که سفینه در اطراف زمین میچرخد به حرکت وضعی ان پی ببرند .
دانشمندان زیادی چون تیکو براهه ی دانمارکی که فردی بسیار متملک و ثروتمند بود نظریه هایی که او ارائه کرده بود بسیار به کپلر المانی المانی کمک کرد تا انجا که کپلر نمیتوانست سه قانون مشهور نجومی خود را مربوط به حرکات سیارات از جمله زمین در اطراف خورشید ارائه کند به هرحال تیخوبراهه نیز به حرکت زمین در اطراف خود پی نبرده بود وگرنه چون در دانمارک سازمان تفتیش عقیده شعبه ای نداشت او میتوانست نظریه ی خود را به راحتب ارائه کند .
نظریه های کپلر نه تنها در زمان خودش که هنوز هم مورد تحسین است از جمله اینکه وی اعلام کرد که خط سیر سیارات از جمله کره ی زمین در اطراف خورشید بر خلاف انچه کوپریک تصور میکرد مدور نیست بلکه بیضی است و خورشید در یکی از دو مرکز ان واقع شده است .
کپلر با بیان سه قانون خود نبوغش را بر جهانیان ثابت کرد اما حتا او هم نتوانست حرکت زمین به دور خود را بیان کند .
این در حالی است که جعفر صادق ( ع ) در دوازده قرن قبل از این دریافت که زمین اطراف خود می گردد و انچه سبب توالی روز و شب میشود گردش خورشید در اطراف زمین نیست بلکه گردش زمین در اطراف خود سبب میگرزدد که روز و شب به وجود بیاید و دائم نیمی از زمین تاریک و نیم دیگر ان روشن باشد.
حال سوال این است در ان زمان مراکز علمی در قسطنطنیه در انطاکیه و جندی شاپور بوده و بغداد هنوز به عنوان یک مرکز علمی محسوب نمیشده است پس چگونه میشود مردی در نقطه ای دور افتاده چون مدینه که دسترسی به هیچ یک از این مراکزی علمی ندارد از چنین اتفاق بزرگ علمی پرده بردارد ؟
ایا او از قوانین مکانیک نجومی مطلع بوده است ؟ یعنی او میدانسته که اثر نیروی جاذبه که با دو شکل یکی به شکل نیروی فرار از مرکز و دیگری به صورت نیروی جذب به سوی مرکز بروز میکند سبب میگردد که اجرام اسمانی دور خود بگردند ؟ چون بعید است که ایشان بدون پی بردن به این دو بتواند به این نظریه ی بزرگ دست پیدا کند !
+ نوشته شده در دوشنبه دوم مرداد ۱۳۹۱ ساعت 18:52 توسط نازنین
|